محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
484
مخزن الأدوية ( ط . ج )
يكديگر رسته سه قسم مىباشد به حسب گل زرد و سفيد و سرخ و گل آن بيشتر ريزه سفيد مايل به زردى و بعد از اتمام گل فتيلههاى باريك بلند به مقدار دو شبر برمىآيد كه ثمر آن است و در جوف آنها تخمهاى سفيد سه پهلو و اهل هند گل و فتيله ثمر آن را در خامى با ماهى به روغن سرشف پخته مىخورند در قلايا و غيرها و از تنه درخت آن نيز صمغى برمىآيد شبيه به صمغ عربى . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : سريع التأثير و دافع علتهاى دهان و محلل اورام و رافع گرانى بدن و مقوى قوّت باصره و روشنايى آن و مشهى طعام و زياده كننده صفرا و گل آن بهتر از برگ آن و دافع رياح و سودا و صفرا و مدر بول و غايط و سريع الهضم و آشاميدن عصاره بيخ تازه آن با شير گاو جهت رفع حبس البول و تفتيت سنگ مثانه و اشتهاى طعام و عصاره عروق آن كه در زير زمين است مقدار دو مثقال صبح ناشتا جهت ضيق النفس بارد رطب و ربو مجرب گفتهاند امّا بايد كه بالاى آن يك دو لقمه نان ميده با روغن بخورند و ضماد بيخ آن جهت تسكين اوجاع بارده و تحليل اورام مفيد و ليكن مقرح جلد است و مخلل ثمر خام آن يعنى جوش داده و پخته در سركه پرورده آن با خردل لذيذ و مقوى هاضمه است و دافع بلاغم و رطوبات معده و كرم آن و كرم امعا و اهل هند در روغن سرشف مرتب مىنمايند . فصل السين المهمله مع الياء المثناة التحتانيه سينبل به كسر سين و سكون ياى مثناة تحتانيه و خفاى نون و فتح باى موحده و لام . ماهيت آن : درختى است هندى بسيار عظيم و چوب آن شبيه به چوب انجير سفيد و سبك و برگ آن مانند برگ جوز و از آن درازتر و گل آن سرخ تيره و بزرگ شبيه به لاله بسيار بزرگى و بيخ درخت كوچك آن شبيه به ترب و شقاقل بزرگى و بسيار نازك مغز آن سفيد و پوست آن نباتى رنگ و ثمر آن مانند جوزه پنبه و در جوف آن پنبه بسيار نرمى و درخت آن دو نوع مىباشد خاردار و بىخار و خاردار آن را به هندى كانتى سينبل و سانوركانتى نيز نامند و اين در خواص بهتر از بىخار آنست و بيشتر مستعمل در ادويه بيخ آنست و در وسايد پنبه آن و در غلاف اسلحه و غير آن چوب آن . طبيعت آن : گرم و تر و با رطوبت فضليه و بعضى خشك گفتهاند . افعال و خواص آن : گويند كه چون بيخ درخت به گل نيامده آن را برآورند و به كارد چوبى ورق كرده در سايه خشك نمايند و مانند صندل براده نموده با هم وزن آن نبات سفيد سفوف نمايند و روزى مقدار يك درم تا دو درم تا چهل روز بخورند و از ترشى و بادى و جماع و لبنيات پرهيز نمايند در تقويت باه و حرارت غريزى و تسمين بدن عجيب النفع و نيز به جهت اسهال صفراوى و دموى و سوزش اعضا و جريان منى و وذى و مذى و دماميل و بثور و جذام و فساد خون و صفرا نافع است و پنبه آن هرگاه در گوش رود كر مىگرداند . سيو به لغت فرنگى نام گياهى است خوشبو . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : جهت تفتيت سنگ گرده و مثانه و ادرار بول و حيض شرباً و جهت تحليل اورام و صلابات ضماداً نافع است . سيسارون به كسر سين و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح سين و الف و ضم راى مهملتين و سكون واو و نون لغت يونانيست . ماهيت آن : ديسقوريدوس گفته بيخ نباتى است معروف و آن بيخ را چون جوش دهند خوش طعم باشد و بعضى بيخ سوسن دانستهاند و اين محض توهم است و ابن بيطار گفته كه بعضى توهم نمودهاند كه آن قلقاس است و نيست چنين و رازى در حاوى نوشته كه چنين تفسير به خشب شونيزه نموده و اين بعيد و اشتباه است او را . بالجمله از ادويه مجهولة الماهيت است . طبيعت آن : گرم و خشك در دويّم . افعال و خواص آن : محلل و مقوى . آشاميدن طبيخ بيخ آن جهت تقويت معده و اشتهاى طعام و ادرار فرمودن بول مفيد و مانع ضعف معده و اعضاى باطنيه است . سيسبان به فتح دو سين و سكون ياى مثناة تحتانيه و باى موحده مفتوحه و الف و نون لغت عربى است و گويند به هند آن را گل انول نامند و در ماهيت آن اختلاف است . صاحب منهاج و من تبع آن حب الفقد دانسته كه بزر فنجنگشت باشد و بعضى گفتهاند كه ثمر اثل است و اصلى ندارد و بعضى نوشته درختى است به قامت دو ذرع تا چهار ذرع به حسب اماكن و غير سبسبان به باى موحده بعد از سين اول است كه ذكر يافت و اين عريض الورق و باريك و بر روى هم پيچيده مىباشد و گل آن زرد و بسيار خوش منظر و در خوشه و ثمر آن به قدر حلبه و رنگ آن ما بين زردى و سياهى و در باغات جهت خوش منظرى غرس مىنمايند و اين اقرب به